معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (حامص) حالت و کیفیت و چگونگی احمق. گولی : هرکرا احمقی بود بتمام خلق گویند مغز خر خورده ست ور چنین است مجد قزوینی مغز تنها نه، مغز و سر خورده ست در سرش مغز نیست پنداری مغز او را خری دگر خورده ست. کمال اسماعیل.
- احمقی نمودن؛ تحمق. ارقاع. تملغ.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
احمقی
شماره: 23395
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ مَ ] (حامص) حالت و کیفیت و چگونگی احمق. گولی : هرکرا احمقی بود بتمام خلق گویند مغز خر خورده ست ور چنین است مجد قزوینی مغز تنها نه، مغز و سر خورده ست در سرش مغز نیست پنداری مغز او را خری دگر خورده ست. کمال اسماعیل.
- احمقی نمودن؛ تحمق. ارقاع. تملغ.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
23395
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی