مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
احمرار
23378
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ مِ ]
(ع مص)
سرخ گردیدن. (منتهی الارب). سرخ شدن. (تاج المصادر).
||
احمرار بأس؛ سخت شدن عذاب: احمر البأس؛ سخت شد عذاب. (منتهی الارب).
||
(اِمص)
سرخی.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
احمرار
شماره: 23378
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ مِ ]
(ع مص)
سرخ گردیدن. (منتهی الارب). سرخ شدن. (تاج المصادر).
||
احمرار بأس؛ سخت شدن عذاب: احمر البأس؛ سخت شد عذاب. (منتهی الارب).
||
(اِمص)
سرخی.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
23378
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری