معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) کرمیانی. متوفی به
سال ۸۱۵ هـ . ق. او راست: منظومه ای به ترکی
موسوم به جمشید و خورشید و بعضی این
منظومه را به حبی خاتون نسبت کنند. کتاب
اسکندرنامه به ترکی. منظومهٔ سلیمان نامه به
ترکی و جنگ نامه و منظومهٔ وقعهٔ سلطان سلیم
و برادر او بایزید و نیز شرحی بر قصیدهٔ
الصرصری که هر بیت مشتمل تمام حروف
هجاست. منظومه ای در لغت فارسی بنام
مرقات الادب و دیوان شعر خود او و جز اینها.
صاحب کشف الظنون نسبت او را گاهی
کرمانی و گاه کرمیانی آورده است. (از کشف
الظنون).