معنی و تعریف
[ دَ ] (مص) گریزانیدن. (ناظم الاطباء) (اشتینگاس). فراری دادن. شکست دادن. || تحریک به جنگ. (اشتینگاس). برآغالانیدن بر جنگ. (ناظم الاطباء). || تحریک کردن. کسی را به کاری واداشتن. (شعوری ج ۲ ورق ۱۹۰ ب). || سرزنش کردن. گله کردن. فحش و ناسزا گفتن. (اشتینگاس). || رفع تشنگی کردن. (اشتینگاس) (ناظم الاطباء).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
غولیدن
شماره: 233488
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ دَ ] (مص) گریزانیدن. (ناظم الاطباء) (اشتینگاس). فراری دادن. شکست دادن. || تحریک به جنگ. (اشتینگاس). برآغالانیدن بر جنگ. (ناظم الاطباء). || تحریک کردن. کسی را به کاری واداشتن. (شعوری ج ۲ ورق ۱۹۰ ب). || سرزنش کردن. گله کردن. فحش و ناسزا گفتن. (اشتینگاس). || رفع تشنگی کردن. (اشتینگاس) (ناظم الاطباء).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
233488
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی