معنی و تعریف
[ اَ مَ هِ ] (اِخ) پسر
محمدعلی شاه قاجار و ملکهٔ جهان دختر
نایب السلطنه کامران میرزا پسر ناصرالدین شاه
است. او آخرین پادشاه سلسلهٔ قاجاریه بود.
مولد ۲۷ شعبان ۱۳۱۴ هـ . ق. به تبریز. او در
دوازده سالگی پس از خلع محمدعلی شاه
بمقام سلطنت رسید و بعلت صغر سن، مجلس
شورای ملی عضدالملک را بسمت نیابت
سلطنت او انتخاب کرد و پس از مرگ
عضدالملک ابوالقاسم خان ناصرالملک این
سمت یافت. ضعف دولت ایران در این وقت و
انقلاب روسیه بانگلستان فرصت داد که
قراردادی با وثوق الدوله از سنخ آن قراردادها
که همیشه دولت انگلیس با دول مشرق بسته
و استقلال و تمامیت آنان را از میان برده
است، منعقد کرد. مقاومت این پادشاه جوان
در مقابل انگلیس و نپذیرفتن این قرارداد
امریست که ملت ایران هیچ وقت آنرا
فراموش نخواهد کرد. لکن این پادشاه با همهٔ
وطن پرستی و نیکوسیرتی بستگی و علقه ای
بسلطنت نداشت و طبعاً مایل باعتزال و
کناره گیری بود و با اینکه بعض از قبایل و
عشایر ایران و قسمت عمدهٔ رجال و علماء و
اعیان مملکت طرفدار او بودند مقاومتی در
مقابل نشان نداد. بنابراین در سیزدهم
ربیع الآخر سال ۱۳۴۴ هـ . ق. هنگامی که در
اروپا بود خلع شد. و بدانجا ببود تا در ۱۳۰۷
هـ . ش. پس از بیماری طویل در بیمارستان
نویی پاریس درگذشت و جسد او را بنابر
وصیت خود او بعتبات عالیات نقل کردند.
رجوع بکتاب زندگانی احمدشاه تألیف مکی
شود.