معنی و تعریف
[ اَ مَ سُ نِ اَ ] (اِخ)
از امرای خراسان که بموجب فرمان والی
هرات امیرخان لله بجنگ میرزا محمدزمان
شتافتند و سپاه او را منهزم کردند و در زمان
شاه اسماعیل آنگاه که زمام قبض و بسط
طوس و مشهد مقدس را در کف کفایت پوران
سلطان نهاد و چون در زمان دارائی امیرخان
حکومت آن سرکار تعلق به احمدسلطان
افشار میداشت غبار نقار بر خاطرش نشسته
اجازت توجه بدرگاه عالم پناه طلبید و
مرخص گشته عنان یکران تا ولایت ری
بازنکشید و این معنی بعرض نواب پایهٔ سریر
اعلی رسیده حکم همایون نفاذ یافت که هم از
آنجا بازگشته در ولایت خراسان توطن و
محکوم فرمان انیس الحضرة البهیة بوده در
طریق وفاق سلوک فرماید، لاجرم طبل
مراجعت فروکوفت و بعد از وصول
بدارالسلطنهٔ هرات خان خجسته صفات احمد
سلطان را منظور نظر ساخته حکومت ولایت
هرات رود و سرکار لنگر مقدسه غیاثیه و
ساخر و تولک و فراه و اوق و قلعه گاه به رای
صوابنمایش مفوض گردانید. رجوع بحبط
ج ۲ ص ۳۲۰ و ۳۸۴ شود.