معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) مؤلف مجمل
التواریخ و القصص آرد (ص ۴۰۸): ملکشاه بن
محمد... پادشاهی خجسته دولت
و سایه ای
بود بر سپاهی و رعیت، پس سوی ماوراءالنهر
رفت، و سمرقند بستد بحرب، و خانهٔ خانیان
از تخمهٔ افراسیاب و خزینه های ایشان جمله
با احمدخان به عراق آورد.