معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) (کوچک...) از
وزرای روزگار سلطان مرادخان رابع است. او
پس از آنکه حکومت سیواس و شام و
کوتاهیه داشت آنگاه که الیاس پاشا در
اناطولی طغیان و عصیان کرد به تنکیل و
تدمیر او مأمور شد و چون در این مأموریت
توفیق یافت در عوض حکومت شام را
دوباره به وی سپردند و در آنجا بسرکشی و
طغیان پسر معن و دیگر سرکشان خِتام
بخشید و آسایش و امنیت را اعاده داد و در
جنگ با ایران از طرف سلطان به ایروان
خوانده شد و سپس محافظت موصل بدو
دادند و در آنجا بیمار شده و در جنگی که
مابین دولت عثمانی و شاه عباس درگرفت
کشته شد. رجوع به قاموس الاعلام شود.