معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) (کدک...) از مشاهیر
وزرای دولت عثمانی است او بفرط شجاعت
و جسارت و عقل و تدبیر متصف بود و در
زمان ابوالفتح سلطان محمدخان ثانی چهار
سال منصب صدارت عظمی داشت. او ابتدا
یکی از افراد اجاغ بکتاشی و جزو ینگی
چریان بود و بواسطهٔ شجاعتی که در جنگها
ابراز کرد اوّل برتبهٔ بیگی و سپس بمرتبهٔ
وزارت رسید و منظور التفات سلطان وقت
شد و در اکثر محاربات سردار بود و اوست که
پسران قرمان را بالتمام منهزم ساخت و
ارمناک و سلفکه را فتح کرد و در سفر
طربزون از تدبیر و شجاعت وی استفادات
بسیار شد. در ۸۷۸ هـ . ق. بمسند صدارت
ارتفاء یافت و در مدت صدارت خود دسته ای
از جهازات جنگی مرکب از سیصد کشتی در
دریای سیاه ترتیب کرد و با مردم ژِن محاربه
کرد و فاتح شد و در حدود چرکستان سواحل
آزاق را تسخیر کرد و حصار منکو را مفتوح و
مضبوط ساخت و از آن سوی ممالک عثمانیه
را بسیار توسعه بخشید و در ۸۸۲ هـ . ق. بضبط
اسکندریه آرناودستان یعنی براتی بسمت
سرداری سپاه مأمور شد و چون عقیده اش این
بود که این قلعه قابل تسخیر نیست ازین جهت
مغضوب و از صدارت معزول و در قلعهٔ
بغازکسن یعنی حصار آناطولی محبوس شد
ولی سپس پادشاه به این حقیقت یعنی ممتنع
التسخیر بودن برات قلعه پی برد و بشفاعت
احمدپاشا هرسک زاده از زندان رهائی یافت
و بفتح آولونیه مأمور گشت و در آنجا چندین
قلعه را ضبط و تسخیر کرد و در ۸۸۶ هـ . ق.
برای تبریک جلوس سلطان بایزید باسلامبول
شد و با همهٔ غیرت و شجاعتی که در وقایع
غائلهٔ جم بکار برد چون در امور طرف مبالغه
و افراط میرفت و از حد خویش تجاوز کرده
بود، سلطان بر او متغیر شد و در ۸۸۷ هـ . ق. در
حمام ادرنه اعدام شد. او را بعضی مؤسسات
خیریه در اسلامبول و نیز حمامی است و
محلهٔ گدک پاشا به او منسوبست. رجوع
بقاموس الاعلام شود.