معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) (قیصریه لی...) یکی
از مشیران بحریه بود و از درجهٔ نفری بدان
رتبه رسید و در محاربهٔ قرم (کریمه) برای
حسن خدمت هائی که از او بروز کرد بنوبت
والی گری جزایر بحر ابیض و ازمیر و یانیه و
بعضی ولایات دیگر بدو دادند و در آخر با
لقب کاپیتن پاشا نظارت بحریه بدو سپردند و
او در واقعهٔ چرکس حسن مجروح شد و در
جنگ با روسیه که در آن وقت سمت
والیگری روسجق داشت کرت دیگر در اثنای
محاربه مجروح شد یعنی بسال ۱۲۹۴ هـ . ق. و
بدر سعادت بازگشت و در آنجا درگذشت. او
مردی غیور و کاری بود و بعضی اصلاحات و
عمارات بدست او انجام یافت. رجوع به
قاموس الاعلام شود.