معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) (طبیب...) یکی از
اطبای عثمانی و از برآوردگان مکتب فنون
طبیهٔ شاهانه است. و روزگاری دراز در همان
مکتب مدرسی داشت و سپس با رتبهٔ فریقی
نظارت درس بدو محول شد. او در تدریس
علوم طبیّه بزبان ترکی جهد بسیار کرد و مدتی
مدید رئیس جمعیت طبیّه بود. او مفردات طب
و پاره ای کتب دیگر را ترجمه کرده است. در
اواخر عمر نابینا شد و در سال ۱۳۰۵ هـ . ق.
درگذشت. و اصل او از جزیرهٔ رودس است.