معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) (پاپوچجی...) او در
دورهٔ سلطان محمودخان دوم کاپیتان دریا
بود و سمت وزارت داشت و اصلاً از مردم
ریزهٔ طربزون است و در اول در مولد خود
کفشدوز بود و در اسلامبول مدتی همین
صنعت میورزید و سپس در ترسانه در خدمت
باش چاووشی بدو منصب چاووشی دادند و
کمی بعد خود او باش چاووش شد و آنگاه که
کلید مکهٔ مکرّمه را برای سلطان محمود
آوردند در ضیافت هائی که در محلهٔ
کاغذخانه مرتب شد، چون خدماتی نیکو
بعرصهٔ بروز آورد رتبهٔ باش آغائی یافت و
پانزده سال سمت باش آغائی و کدخدائی
ترسانه داشت سپس در سال ۱۲۴۱ هـ . ق.
رتبهٔ قاپوچی باشی غلطه یافت و بعد از آن
نظارت لیمان بدو دادند و در ۱۲۴۴ هـ . ق. با
رتبهٔ میرمیرانی منصب کاپیتانی دریا بدو
مفوض شد و سپس وزارت یافت و در جنگی
که در دریا درگرفت چون او بگرفتن یک
کشتی توفیق یافت مظهر الطاف پادشاهانه شد
و آنگاه که جهازات جنگی را بمحمودیه سوق
میکرد چون کشتی محمودیه در سواحل
ارناودستان بخاک نشست او از ترس بیمار
شده و کمی بعد وفات کرد. رجوع به قاموس
الاعلام شود.