معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن ولی الدین
حسینی. بزرگترین شاعر عثمانی است و اول
کس است که به اشعار ترکی لطافت داد و او
متتبع آثار ادب فارسی بود و از شعرای فرس
تقلید میکرد و حتی بعض ابیات او عیناً
ترجمهٔ بیتی از فارسی است. پدر او قاضی
عسکر سلطان مُراد ثانی بود و خود او معلم
سلطان محمدخان بود و هم برتبهٔ وزارت
رسید لکن وی قلندر مشرب و محبوب
دوست بود و مدتی در یدی قلّه محبوس شد و
از آنجا قصیدهٔ مشهور خود را که بنام قصیدهٔ
کرم نامیده میشود، بدربار فرستاده و معفو
گردید و اول قصیده این است:
قول کناه ایتسه نوله عفو شهنشاه قنی
طوته لم ایکی الم قانده ایمش قانی کرم.
رجوع بقاموس الاعلام شود. وفات او بسال
۹۰۲ هـ . ق. بود. او راست: دیوان شعری
بترکی. (کشف الظنون).