معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) چهارمین کس است
که از دست دولت عثمانی، حکومت مصر
یافت. او یکی از رجال دربار سلطان سلیمان
خان قانونیست و چون در فتح جزیرهٔ ردوس
مصدر خدماتی نیک شد بمنصب وزارت
ثالث رسید و در ۹۲۹ هـ . ق. حکومت مصر
بدو مفوض گردید و پس از چهار ماه که بدانجا
حکومت راند دعوی استقلال کرد و بنام ملک
منصور سلطان احمد خود را خطبه کرد و
دورهٔ استقلال او بیش از دوازده روز نکشید و
وزیر اعظم وقت محمدبیک او را مغلوب کرد
و او بگریخت و سپس مقتول شد (در ۹۳۰
هـ . ق.). (قاموس الاعلام).