معنی و تعریف
[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) آلگونه. گلگونه. سرخی باشد که زنان در روی مالند زینت را. غازه. سرخی. سرخاب : آن بناگوش لعلگون گوئی برنهاده ست آلغونه بسیم.شهید. رو که را در نبرد گردد زرد سرخ رویش به آلغونه کنند.منجیک.
|| در بعض فرهنگها باین کلمه معنی آمیخته نیز داده اند.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آلغونه
شماره: 2317
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) آلگونه. گلگونه. سرخی باشد که زنان در روی مالند زینت را. غازه. سرخی. سرخاب : آن بناگوش لعلگون گوئی برنهاده ست آلغونه بسیم.شهید. رو که را در نبرد گردد زرد سرخ رویش به آلغونه کنند.منجیک.
|| در بعض فرهنگها باین کلمه معنی آمیخته نیز داده اند.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2317
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی