معنی و تعریف
[ لِ لِ ] (اِخ) منسوب به غالب بن قهر، یکی از اجداد رسول صلوات اللََّه علیه یا منسوب به بنی الادرم بن غالب : من [ حلیمه، بنت ابی ذویب السعدیه دایگان رسول صلوات اللََّه علیه ] تَرسان برِ عبدالمطلب شدم، چون مرا بدان حال بدید گفت چه بود، شغلی رسید؟ گفتم شغلی و چه شغلی! گفت مگر پسرت گم شد؟ گفتم نعم. او را ظن شد که مگر قریش او را بکشتند، شمشیر برکشید و خشمناک بیرون آمد، بانگ کرد یا آل غالب و ایشان اندر جاهلیت چنین گفتندی، درساعت همه جمع شدند. (تاریخ سیستان).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آل غالب
شماره: 2313
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ لِ لِ ] (اِخ) منسوب به غالب بن قهر، یکی از اجداد رسول صلوات اللََّه علیه یا منسوب به بنی الادرم بن غالب : من [ حلیمه، بنت ابی ذویب السعدیه دایگان رسول صلوات اللََّه علیه ] تَرسان برِ عبدالمطلب شدم، چون مرا بدان حال بدید گفت چه بود، شغلی رسید؟ گفتم شغلی و چه شغلی! گفت مگر پسرت گم شد؟ گفتم نعم. او را ظن شد که مگر قریش او را بکشتند، شمشیر برکشید و خشمناک بیرون آمد، بانگ کرد یا آل غالب و ایشان اندر جاهلیت چنین گفتندی، درساعت همه جمع شدند. (تاریخ سیستان).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2313
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی