معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) کافی. ملقب بشمس الدین
قاضی القضاة قزوینی. صاحب حبیب السیر
گوید: او از خوف فدائیان اسمعیلیه پیوسته
مانند ماهی جوشن پوش بود و در باب
وجوب دفع ملاحده مبالغه بجای آورد. بنا
برآن منکوقاآن خاطر بر آن قرار داد که یکی
از شاهزادگان را با سپاه فراوان صاحب عهدهٔ
جمیع مهمات ایران گرداند و بعد از تقویم
لوازم مشورت قرعهٔ اختیار از برای این کار بر
هلاکوخان افتاد. رجوع بحبط ج ۲ ص ۲۱ و
۳۱ شود.