معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) قنقرات (خواجه...).
مؤلف حبیب السیر در ج ۲ ص ۳۱۶ آرد که:
محمدخان شیبانی چون از توجه میرزا
بدیع الزمان بصوب آذربیجان و خلوّ عرصهٔ
جرجان خبر یافت ایالت آن ولایت را بامیر
خواجه احمد قنقرات که سالها در ملازمت
خاقان منصور و مظفر حسین میرزا بسر برده
بود و در روز واقعهٔ مرل به وی پیوسته
تفویض نمود... و مابین او و سلطان بدیع
الزمان میرزا جنگی در حوالی استرآباد روی
داد و چون سپاه شاه اسماعیل بدانصوب روی
آورد احمد قنقرات سلوک طریق گریز اختیار
کرده از دهانهٔ زرده خاک بطرف یازرودرون
رفت و از آنجا بجانب خوارزم توجه فرمود.
رجوع بحبط ج ۲ ص ۳۱۷ و ۳۵۴ شود.