معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) عباسی. حاکم بامراللََّه ابوالعباس. یکی از کسانی که پس از معتصم در مصر دعوی خلافت کرد. وی چهل سال و چندماه این دعوی داشت و در ۷۰۱ هـ . ق. درگذشت و قرب مقبرهٔ سیدهٔ نفیسه مدفون گردید و پس از وی پسرش مستکفی مدعی خلافت بود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
احمد
شماره: 22907
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ مَ ] (اِخ) عباسی. حاکم بامراللََّه ابوالعباس. یکی از کسانی که پس از معتصم در مصر دعوی خلافت کرد. وی چهل سال و چندماه این دعوی داشت و در ۷۰۱ هـ . ق. درگذشت و قرب مقبرهٔ سیدهٔ نفیسه مدفون گردید و پس از وی پسرش مستکفی مدعی خلافت بود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
22907
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی