معنی و تعریف
[ لَ ] (اِ) سرین. آلست. آرست : بیکی گرم تپانچه که بر آن آلر توبزدم جنگ چه سازی چه کنی بانگ و ژغار؟ ابوالمثل بخاری. بینی آن جزبن اندام تو و آلر تو جان من باد فدای پدر و مادر تو.طیان. ندیده دیدهٔ دنیا که دلبری دارد سفید و نازک و فربه که آلرت باشد. عبید زاکانی.
و رجوع به اَلر شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آلر
شماره: 2284
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ لَ ] (اِ) سرین. آلست. آرست : بیکی گرم تپانچه که بر آن آلر توبزدم جنگ چه سازی چه کنی بانگ و ژغار؟ ابوالمثل بخاری. بینی آن جزبن اندام تو و آلر تو جان من باد فدای پدر و مادر تو.طیان. ندیده دیدهٔ دنیا که دلبری دارد سفید و نازک و فربه که آلرت باشد. عبید زاکانی.
و رجوع به اَلر شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2284
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی