معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) خلج (امیر...). از امرای
امیرعادل که با سپاه خویش بهمراهی
شاه منصور برای جنگ با عاصیان گسیل شد و
این امیراحمد مردی کار کرده و جهاندیده بود
و گرم و سرد جهان کشیده و در علم یورش و
کار جنگ مهارتی عظیم داشت. رجوع بذیل
جامع التواریخ رشیدی تألیف حافظ ابرو
ص ۲۰۷ و ۲۰۸ شود.