معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) حلّی و او جمال الدین
ابوالعباس احمدبن شمس الدین محمدبن فهد
اسدی حلی ساکن حلهٔ سیفیه و حائر شریف
است حیّاً و میتاً و او در فضل و اتقان و ذوق و
عرفان و زهد و اخلاق و خوف و اشفاق و
غیره مشهور و بی نیاز از تعریف است و معقول
و منقول و فروع و اصول و قشر و لبّ و لفظ و
معنی و ظاهر و باطن و علم و عمل را بوجه
اکمل جامع بود. و او راست: در فقه کتاب
المهذب البارع الی شرح النافع و کتاب
المقتصر و شرح الارشاد و کتاب الموجز
الحاوی و محرّر و فقه صلوة مختصر و مصباح
المبتدی و هدایة المهتدی و شرح الالفیة و
کتاب اللمعة فی النیّة و کفایة المحتاج فی
مسائل الحاج و رساله ای دیگر در منافیات نیة
الحجّ و رساله ای در تعقیبات و مسائل
شامیات و مسائل بحریّات. و رجوع به
احمدبن محمدبن محمدبن فهدالأسدی و
روضات الجنات ص ۲۰ شود.