معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) اخشیدی. پنجمینِ امرای
اخشیدی مصر و شام. او پس از وفات کافور
اسود امارت مصر و شام یافت و دو سال
امارت راند، سپس جوهر، قائد جیش معز
لدین اللََّه فاطمی از جانب خلیفه بحرب او
شتافت و مصر را تسخیر و ضبط کرد و نام
خلفای عباسی از خطبه بیفکند.