معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابوحامد، ملقب به
بهاءالدین. او راست: کتاب مناقضات. و
حاجی خلیفه گوید: و لما وقف علیها الشیخ
تقی الدین السبکی انشد لنفسه:
ابوحامد فی العلم امثال انجم
و فی الفقه کالابریز اخلص بالسبک
فأولهم من اسفراین نشوة
و ثانیهم الطوسی و ثالثهم سبکی.
و الظاهر ان مراده بالاسفراینی ابواسحاق و
بالطوسی الغزالی و کان لهما ایضاً تألیفان فی
ذلک تعرّض لهما ابوحامد فی تألیفه.