معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن یوسف بن مالک غرناطی رعینی اندلسی، مکنی به ابوجعفر اعمی البصیر و او دوست محمدبن جابر اعمی البصیر شارح الفیه بود و این دو تن را اعمی البصیر می گفتند. و چنانکه در الدررالکامنه آمده است وی عارف بنحو و فنون لسان و مقتدر در نظم و نثر و دین و نیکوخوی و بسیارتألیف در عربیت و جز آن بود و بدیعیهٔ دوست خود محمدبن جابر را شرح کرده است و ابوحامدبن ظهیره از او اجازهٔ روایت دارد. مولد او پس از ۷۰۰ هـ .ق . و مرگ وی به نیمهٔ رمضان سال ۷۷۹ بود. و از شعر اوست: لاتعاد الناس فی اوطانهم قلّ ما یرعی غریب الوطن و اذاما عشت عیشاً بینهم خالق الناس بخلق حسن. و از شاگردان او یکی شیخ شهاب الدین احمدبن محمدبن جبارهٔ مقری نحوی، دیگری بهاءبن النحاس است. و او راست: تحفةالاقران فیما قری ء بالتثلیت من حروف القرآن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
احمد
شماره: 22135
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ مَ ] (اِخ) ابن یوسف بن مالک غرناطی رعینی اندلسی، مکنی به ابوجعفر اعمی البصیر و او دوست محمدبن جابر اعمی البصیر شارح الفیه بود و این دو تن را اعمی البصیر می گفتند. و چنانکه در الدررالکامنه آمده است وی عارف بنحو و فنون لسان و مقتدر در نظم و نثر و دین و نیکوخوی و بسیارتألیف در عربیت و جز آن بود و بدیعیهٔ دوست خود محمدبن جابر را شرح کرده است و ابوحامدبن ظهیره از او اجازهٔ روایت دارد. مولد او پس از ۷۰۰ هـ .ق . و مرگ وی به نیمهٔ رمضان سال ۷۷۹ بود. و از شعر اوست: لاتعاد الناس فی اوطانهم قلّ ما یرعی غریب الوطن و اذاما عشت عیشاً بینهم خالق الناس بخلق حسن. و از شاگردان او یکی شیخ شهاب الدین احمدبن محمدبن جبارهٔ مقری نحوی، دیگری بهاءبن النحاس است. و او راست: تحفةالاقران فیما قری ء بالتثلیت من حروف القرآن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
22135
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی