معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن یزیدبن محمد
المهلبی. مکنی به ابوجعفر. شاعری ادیب و
راویه است و او را قصیده ای است در مدح
موفق و تهنیت وی بفتح مصر و از جملهٔ آن
قصیده است:
قل للأمیر هناک النصر و الظفر
و فیهما للإله الحمد و الشکر
مافوق فتحک فتح فی الزمان کما
مافوق فخرک یوم الفخر مفتخر.
(معجم الأدباء ج ۲ ص ۱۵۶).
و ابوعبیداللََّه محمدبن عمران المرزبانی در
الموشح از وی روایت کرده است. (الموشح چ
مصر ص ۱۷۲، ۱۸۲، ۲۵۸، ۲۹۲، ۳۳۳).