معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن نعمةاللََّه بن علی بن
احمدبن محمدبن خاتون العاملی العیناثی. او
صاحب حواشی و قیودی بسیار و مؤلفاتی
است ازجمله: کتاب مقتل الحسین
علیه السلام. و صاحب روضات گوید: در
کتاب الامل، معنون بشیخ احمدبن خاتون
العاملی العیناثی همین احمد است و در آن
کتاب آمده است که میان او و شیخ حسن بن
الشهید الثانی مباحثاتی درگرفت که منتهی
بخشم و تباعد آن دو از یکدیگر گردید و او
یکی از بزرگان مشایخ ملا عبداللََّه شوشتری
است که باو اجازهٔ روایت داده است و صورت
این اجازه و هم صورت اجازه ای را که پدر
احمد، نعمت اللََّه بدو داده آورده است، و احمد
در مائهٔ دهم هجری میزیسته است. رجوع
بروضات الجنات ص ۲۱ س ۳۲ شود.