معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن نعمة، مکنی به ابوالعباس. محدث و فقیهی بمائهٔ هفتم هجری. او در حدیث شاگرد سخاوی و ابن صلاح و در فقه تلمیذ ابن عبدالسلام بود و به دمشق میزیست و منصب خطابه و تدریس داشت. او راست کتابی در اصول. وفات وی بسال ۶۹۴ هـ .ق . بود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
احمد
شماره: 22053
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ مَ ] (اِخ) ابن نعمة، مکنی به ابوالعباس. محدث و فقیهی بمائهٔ هفتم هجری. او در حدیث شاگرد سخاوی و ابن صلاح و در فقه تلمیذ ابن عبدالسلام بود و به دمشق میزیست و منصب خطابه و تدریس داشت. او راست کتابی در اصول. وفات وی بسال ۶۹۴ هـ .ق . بود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
22053
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی