معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن نظام الملک، مکنی به
ابونصر. در هجدهم رمضان سنهٔ ست عشرة و
خمسمائة (۵۱۶ هـ .ق .) مسترشد او را وزارت
داد و در سنهٔ تسع عشرة و خمسمائة (۵۱۹)
معزول شد و در ایام وزارت او مسترشد
خواست که جهت عمارت سور بغداد
پانزده هزار دینار بر مردم قسمت کند، ابونصر
آن قدر از خاصه بداد و نگذاشت که مردم را
زحمتی رسد، حتی یقول الناس ذاک الشبل
من ذاک الاسد. و او پیش از وزارت مسترشد
مدتی وزیر سلطان
محمدبن ملکشاه بود. (از
تجارب السلف ص ۳۰۱).