معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن میرزا عبداللطیف
(میرزا...). مؤلف حبیب السیر آرد (ج ۲
ص ۲۲۹): سلطان سعید [ ابوسعید تیموری ]
چون... از جانب بلخ خبر خروج اولاد میرزا
عبداللطیف رسید مصلحت توقف در خراسان
ندید و در نهم شوال ۸۶۱ هـ .ق . عنان بطرف
ماوراءالنّهر گردانید جمعی از امرا و لشکریان
را جهت دفع اعدا از پیش روان ساخت و
ایشان در حوالی بلخ بمیرزا احمد ولد میرزا
عبداللطیف که اسب مخالفت در میدان
جلادت میتاخت بازخورده از جانبین دست
باستعمال آلات نبرد بردند و میرزا احمد در
معرکه کشته گشته برادرش میرزا محمد
جوکی فرار نمود.