معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن مهدی بن ابی ذر
النراقی الکاشانی. فقیهی از مردم نراق کاشان،
جامع اکثر علوم از فقه و اصول و ریاضی و
نجوم و غیرها و با جنبهٔ فقاهت نیز شعر
می گفت و صافی تخلص می کرد. و عظیم الجثه
و بطین و متبدن بود و در شفقت برعیت و
ضعفا و تحمل کفاف آنان سعی وافر داشت.
وی بیشتر معلومات خویش از پدر خود ملا
مهدی نراقی و قلیلی از دیگر علماء عراق
فراگرفت و در وبای عام سال ۱۲۴۴ هـ .ق .
بدان مرض بمولد خود نراق درگذشت. و
جسد وی بنجف برده در جوار تربت مطهر
بخاک سپردند. و او را تألیف بسیار است
ازجمله: شرح تجریدالأصول پدر خود در
چند مجلد ضخم و شرحی نیز بر کتاب
حساب پدر خویش و شرح کتاب
جامع السعادات پدر خود موسوم
بمعراج السعادة. و کتاب مناهج الوصول الی
علم الأصول در دو مجلد و کتابی عین الأصول
که آن را در جوانی خویش نوشته و کتاب
اساس الاحکام فی تنقیح عمد مسائل الأصول
بالاحکام و کتاب عوائدالایام و کتاب مختصر
در اصول فقه موسوم بمفتاح الأحکام و کتاب
فی مشکلات العلوم و کتابی به نام المستند در
فقه استدلالی و آن کتابی مبسوط است در
چندین مجلد و آن ناتمام مانده است و
رساله ای بفارسی در عبادات و کتاب رد
پادری موسوم بسیف الامة. و دیوان شعر او
بفارسی و کتاب مثنوی او بفارسی موسوم
بطاقدیس و کتاب الخزائن و آن نیز بشعر است
و کتاب مشکول. و در حدود ۱۲۰۵ هـ .ق .
بزیارت قبور ائمهٔ عراق رفته و سفر دیگری
نیز به سال جلوس فتحعلی شاه بعتبات
عالیات مشرف گردیده است. و او را از شیخ
جعفر نجفی اجازهٔ روایت است و شیخ
مرتضی شوشتری دزفولی از شاگردان احمد
است. و رجوع به احمد نراقی شود.