معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن موسی، از بنی موسی.
او راست: کتاب الحیل. کتاب بین فیه بطریق
تعلیمی و مذهب هندسی انه لیس فی خارج
کرة الکواکب کرة تاسعه. کتاب المسئلة التی
لقاها علی سندبن علی. کتاب مسائل جرت
بین سند و بین احمد. کتاب مساحةالأکر و
قسمةالزوایا بثلاثة اقسام متساویة و وضع
مقدار بین مقدارین لیتوالی علی قسمة واحدة.
(ابن الندیم). و ابن الندیم گوید: عیسی بن یحیی
تفسیر جالینوس را بر کتاب الأخلاط بقراط
برای او بعربی نقل کرده است. و رجوع
باحمدبن موسی بن شاکر شود.