معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن مودودبن یوسف
الچشتی (خواجه...). یکی از کبار مشایخ
صوفیه. صاحب نفحات گوید: وی بعد از پدر
بمقام او نشست و مقبول همهٔ طوائف بود و بر
کافهٔ انام شفقتی عام و مروّتی تمام داشت و
شیخ شهاب الدین سهروردی قدس اللََّه تعالی
سرّه وی را تعظیم و احترام بسیار کردی. و
خلیفهٔ بغداد بنا بر خوابی که دیده بود وی را
طلب کرد و وظائف اکرام بجای آورد و او
خلیفه را نصایح جانگیر و مواعظ دلپذیر گفت
و فتوحی آوردند، بجهت استمالت خاطر
خلیفه مختصری برداشت و چون بیرون آمد
بر فقرا قسمت کرد و بخراسان توجه کرد.
ولادت وی در سنهٔ سبع و خمسمائة (۵۰۷
هـ .ق .) و وفات به سال سبع و سبعین و
خمسمأة (۵۷۷) بود. نقل باختصار از
نفحات الأنس جامی. و صاحب حبیب السیر
وفات او را به سال تسع و سبعین و خمسمأة
(۵۷۹) گفته است. و رجوع به حبیب السیر ج
۱ ص ۳۱۴ س ۱۹ و نفحات جامی چ هند ص
۲۱۱ و رجوع به احمدبن خواجه مودود شود.