معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن معدان بن عیسی بن
وکیل التجیبی ثم الدانی الأندلسی، مکنی به
ابوالعباس و معروف به ابن الاقلیشی. نحوی
زاهد و ملقب بشهاب الدین. وی از شاگردان
ابومحمد لغوی ادیب ملقب به ابن السید
البلنسی است. او راست: کتاب الأنباء فی
شرح الصفات و الاسماء. شرح
الباقیات الصالحات فی بزور الامهات.
انوارالآثار فی فضل النبی المختار. النجم من
کلام سید العرب و العجم. شفاءالزمان فی فضل
القرآن. الکوکب الدری المستخرج من کلام
النبی العربی. سر العلوم و المعانی المستودعة
فی السبع المثانی. و وفات او به سال ۵۵۰ یا
۵۴۹ هـ .ق . بوده است. و صاحب تاج العروس
در مادهٔ قلش نام و نسب او را احمدبن معدبن
عیسی بن وکیل التجیبی الأقلیشی الأندلسی
مکنی به ابوالعباس آورده و گوید: ابوطاهر
سلفی در معجم السفر خود گوید: او اهل
معرفت بلغت و انحاء و علوم شرعیه بود و از
مشایخ اوست ابومحمدبن سید البطلیوسی و
ابوالحسن بن بسیطة الدانی، و وی را شعر
نیکوست و به سال ۵۴۶ باسکندریه آمد و نزد
من بسیاری قرائت کرد و سپس بحجاز رفت
و شنیدیم که بمکه درگذشت و صاغانی گوید
او شیخ شیخ ماست.