معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمود، مشهور
بقاضی زاده. ادیب و متکلمی ماهر در فنون
حکمت و ریاضی. او راست تعلیقاتی لطیفه بر
تفسیر قاضی و بر الهیات شرح تجرید و بر
شرح حکمةالعین و بر رسالهٔ اثبات واجب
محقق دوّانی و غیر آن و از تعالیق او فاضل
باغنوی در حاشیهٔ شرح حکمةالعین بسیار
نقل کند. (روضات الجنات ص ۹۹). و نیز او
راست حاشیه ای بر شرح مفتاح سید شریف
جرجانی تا آخر فن ثانی. وفات وی ۹۸۹ بود.
و رجوع به قاضی زاده شود.