معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمد واعظ، مکنی به ابوالعباس. یکی از مشاهیر ادبای اندلس. وی در علم و ادب و وعظ مشهور و اصل وی از اشبیلیه بود و سپس بمصر هجرت کرد و در ۶۸۴ هـ .ق . درگذشت. او راست: من انت محبوبه من ذا یعیّره و من صفوت له من ذا یکدّره هیهات عنک ملاح الکون تشغلنی والکل اعراض حسن انت جوهره. (قاموس الاعلام).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
احمد
شماره: 21898
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمد واعظ، مکنی به ابوالعباس. یکی از مشاهیر ادبای اندلس. وی در علم و ادب و وعظ مشهور و اصل وی از اشبیلیه بود و سپس بمصر هجرت کرد و در ۶۸۴ هـ .ق . درگذشت. او راست: من انت محبوبه من ذا یعیّره و من صفوت له من ذا یکدّره هیهات عنک ملاح الکون تشغلنی والکل اعراض حسن انت جوهره. (قاموس الاعلام).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
21898
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی