معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمد المهلبی، مکنی
به ابوالعباس. محمدبن اسحاق الندیم گوید:
وی مقیم مصر و معروف به برجانی بود و وی
را تصانیف است ازجمله: کتاب شرح علل
النحو. کتاب المختصر فی النحو. یاقوت گوید:
در همین زمان مصری نحوی دیگر هست
معروف بمهلبی که نامش علی بن احمد است،
و ما ترجمهٔ او را در باب خود آورده ایم و اگر
این علی بن احمد مهلبی با احمدبن محمد
مهلبی صاحب الفهرست یکی باشد صاحب
الفهرست در نام وی بغلط افتاده است.
(معجم الأدباء ج ۲ ص ۵۸).