معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمد کنبناری ابن ابی عبداللََّه محمد، مکنی به ابوالعباس، از اهل اشبیلیه. عارف بصناعت طب و از فضلا و متمیزین آن دیار. وی طب از عبدالعزیزبن مسلمة الباجی و سپس ابوالحجاج یوسف بن موراطیر در مراکش فراگرفت و در اشبیلیه اقامت گزید و خدمت ابوالنجاةبن هود صاحب اشبیلیه را اختیار کرد. (عیون الانباء ج ۲ ص ۸۱).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
احمد
شماره: 21867
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمد کنبناری ابن ابی عبداللََّه محمد، مکنی به ابوالعباس، از اهل اشبیلیه. عارف بصناعت طب و از فضلا و متمیزین آن دیار. وی طب از عبدالعزیزبن مسلمة الباجی و سپس ابوالحجاج یوسف بن موراطیر در مراکش فراگرفت و در اشبیلیه اقامت گزید و خدمت ابوالنجاةبن هود صاحب اشبیلیه را اختیار کرد. (عیون الانباء ج ۲ ص ۸۱).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
21867
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی