معنی و تعریف
[ عِ ] (ع اِ) اصل و نژاد هر چیزی: رجع
فلان الی عکره؛ به اصل خود بازگشت. باع
عکره؛ اصل زمین خود را فروخت. و نیز
حدیث «لمانزل قوله تعالی اقترب للناس
حسابهم، تباهی أهل الضلالة قلیلا ثم عادوا
الی عکرهم» بدین معنی است یعنی به اصل
مذهب پست خود بازگشتند. (از
منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || عادت.
(از اقرب الموارد).