معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمد طحاوی، فقیه
حنفی، مکنی به ابوجعفر. او راست: قسم
الفی ء و الغنائم. محاضرات. کتاب الوصایا.
عقودالمرجان. قلائد عقود الدرر والمرجان
فی مناقب ابی حنیفة النعمان. الروضة العالیة
المنیفة فی مناقب الامام ابی حنیفة. نوادر، در
ده جزء. نوادر فی القرآن، نزدیک هزار ورق.
الحکایات، در بیست واند جزء. مختصر
الطحاوی فی فروع الحنفیة، و آن دو باشد
یکی کبیر و دیگری صغیر. وفات وی ۳۷۱
هـ .ق . بود. و رجوع به طحاوی و ابوجعفر
طحاوی شود.