معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمد الصلحی،
مکنی به ابوالخطاب. او ادیبی فاضل و کاتبی
نیکوخط و صاحب شعری رقیق و سائر در
السنه است. ابوسعد در مذیل ذکر او آورده و
این دو بیت از اشعار اوست:
یا راقد العین عینی فیک ساهرة
و فارغ القلب قلبی فیک ملآن
انی اری منک عذب الثغر عذّبنی
و اسهر الجفن جفن منک وسنان.