معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمد صاغانی،
مکنی به ابوحامد. او از بزرگان منجمین و
علماء ریاضی قرن چهارم هجری است. وی
براعتی تمام در اسطرلاب داشته و از اینرو به
اسطرلابی مشهور است و معاصر با طائع باللََّه
عباسی و القادر باللََّه و در علم هندسه و هیئت
در زمان خود مسلم بوده، اصلاً از اهل صاغان
[ چغانی ] قریه ای از مروروذ خراسان میباشد
ولی تحصیلات وی در بغداد بود و در بغداد
میزیست و در ساختن اسطرلاب و آلات
رصدیه ماهر گردید بطوریکه در آلات رصدیهٔ
قدماء تصرفاتی کرد و اضافاتی آورد و در
علوم ریاضی بمقامی عالی رسید.
صاغانی را از واضعین قانون در علم نجوم
میتوان شمرد و سالها در بغداد بتدریس
اشتغال داشت و چون شرف الدوله پسر
عضدالدوله به بغداد درآمد و شروع برصد
کواکب کرد و ابن رستم کوهی را بر آن کار
گماشت صاغانی نیز یکی از راصدین و
علمائی بود که شهادت بصحت رصد ابن
رستم داد و نزول شمس را در رأس سرطان و
رأس میزان بنا بر رصد ابن رستم کوهی
تصدیق کرد و از جملهٔ قضات و هیئت شهود
بود. سلاطین آل بویه و خلفای عباسی وی را
احترام میکردند. وفات صاغانی در ذیقعده یا
ذیحجهٔ ۳۷۹ هـ .ق . در بغداد واقع شد. وی را
شاگردی چند بود که هر یک افتخار
باستفادات از وی مینمودند. و رجوع
بتاریخ الحکمای قفطی ص ۵۳ و ۷۹ شود.