معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) (شاه) ابن محمد شاه
هندی (۱۱۶۰ -۱۱۶۵ هـ .ق .). او ابومنصور
خان را بوزارت برکشید. غازی الدین خان بن
نظام الملک احمدشاه را بگرفت و میل کشید و
عزالدین محمدبن معزالدّین بن بهادرشاه را از
حبس برآورده بجای او بسلطنت نشانید.
رجوع بمجمل التواریخ ابوالحسن گلستانه ص
۷۹، ۹۵ تا ۹۸، ۳۰۴، ۳۰۶ و ۳۳۴ شود.