معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمد سرخسی،
مکنی به ابوالعباس. طبیب و عالم ریاضی و
حکمت. متوفی به سال ۸۶؟ او راست: کتاب
الموسیقی الکبیر و الموسیقی الصغیر.
کتاب الأرتماطیقی فی الأعداد. کتاب فی
ارکان الفلاسفة. کتاب فی برد ایام العجوز.
کتاب الشطرنج. فضائل بغداد و اخبارها.
کتاب الأعشاش. کتاب فی احداث الجوهر.
مدخل الی علم النجوم. نزهة الفکر الساهی
فی المغنین و الغناء المنادمة. المجالسة و
الجلساء. کتاب زادالمسافر در طب. کتاب
اللهو واللعب. کتاب النفس. کتاب النوم و
الرؤیا. کتاب الوحدةالالهیة. کتاب فی وصایا
فیثاغورث. کتاب معرض فی الطب.
کتاب العشق. کتاب العقل. کتاب الغاذی و
المغتذی. کتاب الفال. کتاب شرح کتاب الفرق
جالینوس. رسالة فی الشاکین و اعتقاداتهم.
رسالة فی الصابئین و وصف مذاهبهم.