معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمد الزبیری. نسب
او چنین است: احمدبن محمدبن محمدبن
محمدبن عطاءاللََّه بن عوض الاسکندرانی
الزبیری قاضی، ملقب بناصرالدین. ابن حجر
دربارهٔ او گوید: او بر اقران خویش در عربیت
فائق بود و تولیت قضاء شهر خویش داشت،
سپس بقاهره شد و فضائل او در آنجا آشکار
گردید و تولیت قضاء مالکیه بدو دادند و او
باکمال دانش و نزاهت بدان کار قیام کرد و
بدرالدین دمامینی نیابت او کرد و دربارهٔ او
گوید:
و اجاد فکرک فی بحار علومه
سیحا لأنک من بنی العوام.
و گوید: کان عاقلاً متودداً موسعاً علیه
فی المال سلیم الصدر طاهرالذیل قلیل الکلام
لم یؤاخذ احداً بقول و لافعل و عاشر الناس
بجمیل فاحبوه. و او راست: شرح تسهیل و
مختصر ابن حاجب و در رمضان سال ۸۱۰
هـ .ق . درگذشت. (روضات ص ۸۷ س ۱۰).