معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمد بیابانکی
سمنانی، ملقب به علاءالدوله رکن الدین (۶۵۹
- ۷۳۶ هـ .ق .) از عرفای نامی عهد ابوسعید
بهادرخان است. وی در ابتدای جوانی در
مشاغل دیوانی داخل بود سپس به مسافرت و
حج پرداخت و در سال ۶۸۷ لباس اهل
تصوّف اختیار کرده و از ۷۲۰ ببعد در
خانقاهی منزوی گردیده و به ارشاد مردم
مشغول شد. آنگاه که امیر چوپان در مشهد
طوس امرای خویش را به وفاداری نسبت به
خود سوگند داد و با ایشان به سمنان آمد در
آن شهر به زیارت شیخ رکن الدین علاءالدولهٔ
سمنانی رفت و در مجلس او بار دیگر پیمان
خود را با امرای همراه تجدید کرد و از
علاءالدوله التماس کرد که ابوسعید را ملاقات
کند و آتش غضب او را به آب نصیحت
فرونشاند و مراتب وفاداری امیر را به عرض
او برساند و از او بخواهد که محرکین قتل
دمشق خواجه [ پسر امیر چوپان ] را به امیر
چوپان بسپارد تا بوسیلهٔ سیاست ایشان آتش
این فتنه خاموش شود. علاءالدوله التماس
امیر چوپان را پذیرفت و نزد ابوسعید رفت و
سعی بسیار کرد که میان سلطان و امیرالامراء
را التیام دهد لیکن ابوسعید با این که
علاءالدوله را باحترام پذیرفت مسئول او را
اجابت نکرد. علاءالدوله را بیانات عالی و
رباعیاتی شیرین به زبان فارسی است. رجوع
بتاریخ مغول تألیف اقبال ص ۳۳۷، ۴۶۷،
۵۰۹، ۵۴۸ و علاءالدولهٔ سمنانی... شود. او
راست: فصول الاصول المشهورة بما لابد منه
بزبان فارسی. وفات او به سال ۷۳۶ بود.
(کشف الظنون).