معنی و تعریف
[ عَ ض ض ] (ع مص) گَزیدن. (از منتهی الارب) (ترجمان القرآن جرجانی). به دندان گزیدن. (غیاث اللغات). به دندان گرفتن. (المصادر زوزنی) (دهار) (از اقرب الموارد). || به زبان گرفتن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || زیرک و داهی شدن. (از منتهی الارب). عِضّ شدن شخص. (از اقرب الموارد). و رجوع به عِضّ شود. || سخت شدن زمان بر کسی. (از اقرب الموارد). || لازم گرفتن چیزی را. || چسبیدن و ملتصق شدن وتر کمان به کبد آن. و برخی عض را به معنی گزیدن به دندان با «ض» و به سایر معانی با «ظ» دانسته اند. (از اقرب الموارد).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
عض
شماره: 217227
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ عَ ض ض ] (ع مص) گَزیدن. (از منتهی الارب) (ترجمان القرآن جرجانی). به دندان گزیدن. (غیاث اللغات). به دندان گرفتن. (المصادر زوزنی) (دهار) (از اقرب الموارد). || به زبان گرفتن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || زیرک و داهی شدن. (از منتهی الارب). عِضّ شدن شخص. (از اقرب الموارد). و رجوع به عِضّ شود. || سخت شدن زمان بر کسی. (از اقرب الموارد). || لازم گرفتن چیزی را. || چسبیدن و ملتصق شدن وتر کمان به کبد آن. و برخی عض را به معنی گزیدن به دندان با «ض» و به سایر معانی با «ظ» دانسته اند. (از اقرب الموارد).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
217227
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی