معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمد انطاکی، مکنی
به ابوحامد و منبوز به ابورقعمق. او مداح
المعز ابوتمیم بن معدبن منصوربن قائم بن
مهدی عبیداللََّه و فرزندان او و جوهر قائد و
وزیر ابوالفرج یقعوب بن کلس بود. و ثعالبی
گوید وی نادرهٔ زمان و جملهٔ احسان بود و در
شام همان مقام را دارد که ابن حجاج بعراق.
وفات وی بگفتهٔ مسبحی در ۳۹۹ و بقولی
۳۸۹ هـ .ق . بوده است.