معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمد اشبیلی، مکنی
به ابوالعباس و معروف به ابن الحاج. او راست:
کتاب الامامة. کتاب القوافی. کتاب السماع و
احکامه. مختصر خصائص ابن جنی. شرح
الکتاب سیبویه. شرح مستصفی تألیف
حجةالاسلام غزالی در اصول فقه. وفات او را
در چهار جا حاجی خلیفه به سال ۶۵۱ و یک
جا ۶۵۰ هـ .ق . آورده است، لیکن ما قبلاً در
ابن الحاج سال موت احمد را ۵۰۱ نوشته ایم و
مأخذ آن را فعلاً نمیدانیم چه بوده است و نیز
در آنجا اَهم تألیفات او را نقد او بر مقرب
آورده ایم، اکنون اصل آن را نیز نیافتیم. و
حاجی خلیفه کتاب دیگری نام می برد موسوم
به المقبول علی البلغی (؟) و المجهول و آن را به
احمدبن محمد اشبیلی مطلق نسبت میکند و
نمیدانیم آیا مراد ابن الحاج است یا ابن الرومیة
یا ثالثی.