معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِخ) ابن محمدبن یحیی بلدی،
مکنی به ابوالعباس و معروف به ابن الثلاج. از
اهل موصل از شهر بلد. او در صناعت طب
فاضل و در علم و عمل خبیر و نیکومعالجه و
از اجل تلامذهٔ احمدبن ابی الاشعث بود و
سالها ملازمت وی داشت. او راست: کتاب
تدبیر الحبالی و الاطفال و الصبیان و حفظ
صحتهم و مداواة الامراض العارضة لهم، و این
کتاب را برای وزیر ابوالفرج یعقوب بن یوسف
معروف به ابن کلس وزیر العزیز باللََّه در دیار
مصر کرد، و او بخط خویش کتب بسیار نوشته
است. رجوع به عیون الانباء ابن ابی اصیبعه
ج ۱ ص ۲۴۷ شود.